مانلي مانلي ، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره

مادرانه

تابحال اینطوری فکر کردی؟

  آیا می دانید؟ بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه. اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه! مادرتون رو دوست داشته باشید... ...
29 بهمن 1390

خدای مهربونم دوست دارم

به نام خدا نازنینم سلام امروز میخام داستان سونوگرافی شمارو تو 13 هفتگی برات بگم قشنگ مادر امروز ساعت 4 به همراه بابایی رفتیم سونوگرافی دکتر شاکری البته چون وقت قبلی نداشتیم مجبور شدیم 3ساعتی بشینیم درعوض برای دیدن روی ماهت من لحظه شماری میکردم اما راستش مامان خیلی خسته شده بودم فکرکن از صبح که سرکار بودم بعدشم تا ساعت 7 باید تو سونوگرافی منتظرمی بودیم تا نوبتمون بشه  دیگه هرکاری بلد بودم کردم تاسرم گرم بشه خلاصه نوبت ما رسید خیلی هیجان داشتم مثل روزیایی که قراره برم دندون پزشکی هاهاهاها خلاصه وارد اتاق شدیمو اقای دکتر شروع کردن به بالاپایین کردن دستگاه روی شکم من  قلبم داشت کنده میشد از جا تا یک کلمه بگه گفتش نی نی شما س...
27 بهمن 1390

روزاي زودگذر

سلام مامان جوني اميدوارم حالت عالييييييييي باشه امروز دقيقا 13 هفته و 6 روزته ديدي چقدر داره روزا زود ميگذره  عزيزم ماوارد ماه 4 شديم به كمك خداي مهربون هرشب ازش خاستم جاتو سفت نگهداره وسلامت باشي راستي فردا بايد بريم براي سونوي غربالگري مامان باوركن اينقدر توفكرم ومنتظرم كه فقط از سلامتت مطمئن بشم برام دخترياپسربودنت اصلاااااااااا فرقي نداره من تورو اول به خداسپردم بعدشم به قول آنا نذر حضرت ابوالفضل كردتت  گفته ميخاد تا 7سال سقات كنه مادر الهي قربون بچم برم من تازشم اگر دختر نازنازی بشي اسمتو ميزاريم مانلي يعني (بمان برايم) و  اگر پسر باشي شايراد (هاله ماه)اميدوارم اسمتو دوست داشته باشي ومثل اسمت بينظير. ...
27 بهمن 1390

خرس گوگولي

مامانش داره سرش داد ميزنه ........ خرس گوگولي هم خودشو داره لوس ميكنه تا سرمامانشو گول بماله ...
18 بهمن 1390

بدون شرح

کودک که بودم ، وقتی زمین می خوردم مادرم یا پدرم مرا می بوسید و من تمام دردهایم از یادم می رفت ، دیروز زمین خوردم ، گرچه دردم نیامد اما ، به جایش تمام بوسه های مادر و پدرم به یادم آمد . ...
18 بهمن 1390

مادرم دوستت دارم

مادرتنها کسیه که میتونی براش ناز کنی ، سرش داد و بیداد راه بندازی ، باهاش قهر کنی !!! اما با اینکه تو مقصر بودی بازم با یه بشقاب غذا با لبخند میاد و میگه : با من قهری با غذا که قهر نیستی . ...
17 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مادرانه می باشد