تاريخ : جمعه 11 مهر 1393 | 4 بعد از ظهر | نویسنده : رها

 

گاهی از خودم تعجب می کنم یا خوشحال می شوم که بعضی از دردها دیگر نمی توانند مرا از پا در بیاورند و من می توانم رسما خوشحال باشم و آنها هم باشند. می توانم تحویل شان نگیرم.. نشانه این است که دارم شبیه مادرم می شوم. 

راستی چرا ما اینقدر شبیه مادرهای مان می شویم؟ حتی طرز راه رفتن مانلی هم شبیه من شده ، اداها حرفها ......

جدیدا موقع بیرون رفتن تمام سعی خودش رو میکنه که بیشتر شبیه من بشه قایمکی رژ لبو برمیداره و تقریبا تا زیر بینی اش رو صورتی میکنه . گاهی تنها به یک برسی و یک پیس از عطر مامان قانع . از تمام این حرفا که بگذریم تو بسیار دختر مهربان خوب و باهوشی هستی همه حرفهای منو متوجه میشی حتی وقتی برات دردل میکنم اگر متوجه هم نشی میگی باشه رها این به من دلگرمی میده دخترم میدونم در اینده ای نه چندان دور تو سنگ صبور مامان خواهی بود .



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 4 شهريور 1393 | 10 بعد از ظهر | نویسنده : رها

 

آهاااااااااااااااااای دنیا دخترم 2ساله شد هوراااااااااااااااااااااااااا

خیلی خوشحالم خدا تودخترنازو زیبارو به من هدیه داد تا معنی واقعی زندگی رو حس کنم دخترکم بدون تو زندگی هیچ رنگیب برام نداره منو ببخش شاید اون طور که باید برات وقت نزاشتم اما بدون همیشه وهر لحظه به شادی تو  آیندت فکرمیکنم عشق مامان امیدوارم همیشه تنت سالم لبت خندون باشه و تو جاده پرپیچ و خم زندگی مسیرت  هموار باشه و به همه آرزوهای قشنگت برسی مامان عاشقته بوسمحبت

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 30 تير 1393 | 2 قبل از ظهر | نویسنده : رها

مانلی من این روزا به شدت شیرین شده تقریبا هرکلمه ای که بشنوه تکرارمیکنه و تاجایی میتونه حرف بزنه که خاسته شو ادا کنه جدیدا یک مقداری سرکشی میکنه یعنی داستان داریم با حاضرکردنش برای بیرون رفتن یا مهمونی وقتی که لخت بشه عمرا نتونی بگیریش تاجایی که بتونه فرار میکنه خلاصه بعداز عملیات پوشیدن لباس میرسیم به بدترین جا یعنی بستن موهاش  با هرترفندی که شده گیس گلابتونای دخملی رو میبندم بماند که بعداز کلی نازکشیدن خانوم اگر افتخاربدن یک عکسی هم میندازیم البته وقتی میگم بخند به زشترین حالت ممکن به دوربین خیره میشه و شکلک درمیاره یا اینکه مثل بازیگرای هالیوود کاملا خودشو استتار میکنه این بود انشای من راضیخسته

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 30 تير 1393 | 2 قبل از ظهر | نویسنده : رها

سلام دوستای گلم من واقعا شرمنده محبت شماهام که علی رغم غیبت های طولانی من هنوزم همراهم هستین و با کامنت هاتون شرمندم میکنید راستش این مدت خیلی شلوغ بودم از جابجایی منزل گرفته تا فوت پدربزرگ همسر و ..... حالا بعداز 4ماه فکرمیکنم ی رکورد بی سابقه بوده ولی به زودی همه چی برمیگرده به روال سابق چندتا عکس از فرشته خونمون میزارم که در استانه 2ساله شدنه .محبت

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 19 فروردين 1393 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : رها

 

زندگی یعنی همین لبخندتو 


 

 



ادامه مطلب

[موضوع : حرف دل]
تاريخ : جمعه 15 فروردين 1393 | 11 بعد از ظهر | نویسنده : رها

 

 

صدای قدمهایت را که میشنوم تمام صداها در ذهنم بی معنا جلوه میکنند نازنینم 

 

 

 

 

 

 

 






[موضوع : حرف دل]
تاريخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : رها

 

 

دنیا ادامه لبخندتوست 

وتولب برمیچینی و من ........

جایی میان آسمان و زمین معلق میشوم ......!

 

 

 





[موضوع : حرف دل]
تاريخ : دوشنبه 28 بهمن 1392 | 2 بعد از ظهر | نویسنده : رها

 

مانلی وقتی میره زیرمیز و حاضرنیست بیادبیرون 

 

وقتی هم که دعواش میکنی این شکلی میشه 

 



ادامه مطلب

[موضوع : حرف دل]
تاريخ : شنبه 5 بهمن 1392 | 1 قبل از ظهر | نویسنده : رها

دخترم یکروز بزرگ میشود 

 

دخترم یکروز بدنیا می آید ومن کامل میشوم. دخترم دندان در می اورد راه میرود

و"مامان" میگوید.

میرود مهد وبرایم نقاشی میکشد.می رود مدرسه ومینویسد "مامان دوست دارم "

دخترم یکروز دانشگاه میرود، یکروز لباس عروس میپوشد ویکروز مادر میشود.

دخترم را دوست خواهم داشت به اندازه یک مادر، به خود قول داده ام تازمانی که زنده

هستمنگذارم تنهابماند.یادش میدهم که دوست پیداکند،یادش میدهم بازی کند، بیرون

برود،دور ازچشم من با دوستهایش شوخی های جنسی کند،یادش میدهم برای خود

عاشق پیداکند،یادشمیدهم هم معشوق باشد هم عاشق.

نمیگذارم تنهابماند ازادش میگذارم که هرزمان خواست ازدواج کند،یادش میدهم که

روش زندگیاش را خودش انتخاب کند،ازادش میگذارم که برودازمن فاصله بگیرد.


دخترم یکروز بزرگ میشود ومن از حالا دلم میگیرد......

  



ادامه مطلب

[موضوع : حرف دل]
تاريخ : شنبه 5 بهمن 1392 | 1 قبل از ظهر | نویسنده : رها

دختر داشتن یعنی کمدی پر از دامن های رنگی چین چینی ابله

دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسکای ریز و درشت که هروقت میری تو اتاق یه تیکه اش بره زیر

پات و نفست ببره عصبانی

دختر داشتن یعنی یه میز توالت بنفش پر از کش های رنگی رنگی چشمک

دختر داشتن یعنی رنگ زندگیت صورتی و بنفش نیشخند

دختر داشتن یعنی پچ پچ های آخر شب مادر و دختری توی یه تخت کوچیک صورتی زبان

دختر داشتن یعنی لاک های رنگی دلقک

دختر داشتن یعنی تتوهای رنگ به رنگ روی بازو اوه


دختر داشتن یعنی عشق در یک کلام قلب

ازت ممنونم که دخترم شدی مانلیماچقلب





ادامه مطلب

[موضوع : حرف دل]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 22 صفحه بعد